معرفی کتاب

جدل کتاب

جلد کتاب

 

مقدمه نویسنده (سوشیل):

با وقوع تغییرات فنی، اجتماعی و اقتصادی، مسائل مدیریتی درحال پیچیده شدن است. غلبه بر این پیچیدگی با کمک رویکرد مدیریت سنتی مبتنی بر مدل‌های ذهنی، شهود، تجربه و قضاوت، مدیران را با مشکل مواجه کرده است. بنابراین، لازم است که با استفاده از ابزارهای انتخاب و ساختاردهی اطلاعات موجود، به دانش مدیر شکل داده، آن را مجسم کنیم و با کمک مدل‌های رسمی به پیامدها و نتایج دست یابیم و مدیر بتواند کارکرد سیستم را بهتر درک کند و سیاست‌ها را بهبود دهد.

پویایی‌های سیستم متدلوژی‌ای است که با درایت، مدیریت سنتی را با سایبرنتیک و شبیه‌سازی رایانه‌ای در هم می‌آمیزد تا بتوان به تحلیل سیاست‌ها‌ پرداخت. این کتاب تلاش دارد اصول و مفاهیم پویایی‌های سیستم را با رویکردی کاربردی معرفی کند تا بتوان آنها را به شکلی کارآمد در مسائل مدیریتی موجود در محیط‌های مختلف به کار بست. این کتاب قصد دارد تا به سؤالات مدیران در زمینه‌ی متدلوژی پویایی‌های سیستم و کاربردهای آن در مسائل مدیریتی پاسخ دهد.

در آغاز و قبل از هر چیز، توجیهی برای استفاده از پویایی‌های سیستم در مسائل مدیریتی ارائه می‌شود. در ابتدا یک معرفی اصولی از متدلوژی پویایی‌های سیستم ارائه و در ادامه برای ایجاد احساس کاربردی بودن متدلوژی، مثالی از یک مدل پویایی‌های سیستم مطرح می‌شود. با ارائه‌ی‌ این مثال، اجزای سازنده‌ی مدل پویایی‌های سیستم مورد بحث قرار می‌گیرد و رویکردی برای ایجاد مدل پویایی‌های سیستم از یک وضعیت مسأله معین معرفی می‌شود. این رویکرد، یک چک‌لیست از اصولی که باید در فرآیند مدل‌سازی مدنظر قرار داد، فراهم می‌کند. فرآیند تعیین اعتبار (اعتبار‌سنجی) و شبیه‌سازی مدل و تحلیل‌هایی که می‌توان بر روی آن انجام داد، تشریح می‌گردد. در پایان، کتاب به مسائل و معضلات مرتبط با پیاده‌سازی پویایی‌های سیستم در عمل و روندهای آتی آن اشاره می‌کند. مطالب کتاب با استفاده از مثال‌ها و موردکاوی‌های گویا در سراسر کتاب به تصویر کشیده شده ‌است. در پایان کتاب نیز مجموعه‌ای کوچک از موردکاوی‌ها ارائه می‌شود تا سودمندی مفاهیمی که در متن مطرح شده است، درک شود. موردکاوی‌هایی که در این کتاب مطرح شده‌اند اصولاً‌ به ساختارهای ساده می‌پردازند تا خواننده را به استفاده ‌از این رویکرد مدل‌سازی در مسائلی که خود با آنها درگیر است، ترغیب نماید. اما برای موردکاوی‌های گسترده‌تر که به وضعیت‌های پیچیده‌تر می‌پردازند، مطالعات جنبی و تکمیلی بیشتری پیشنهاد می‌شود. مثال‌ها و موردکاوی‌های کتاب حول چهار حوزه‌ی کارکردی یا وظیفه‌ای مدیریت، یعنی بازاریابی، مالی، عملیات و منابع‌انسانی سازماندهی شده‌اند که همگی با برنامه‌ریزی سطح سازمان یکپارچه می‌شوند. برای هر حوزه‌ی وظیفه‌ای یک مثال و یا موردکاوی به همراه مسائل عمده‌ی آن حوزه مطرح می‌گردد. موردکاوی اصلی متن که در سراسر کتاب تداوم دارد، به مسائل سطح سازمان می‌پردازد…

 

خلاصه فصل اول (ضرورت پویایی های سیستم)

هرگاه قرار است یک متدلوژی یا رویکردی جدید برای حل مسأله به کار گرفته شود، در آغاز ممکن است این سؤال مطرح شود که «ضرورت این متدلوژی چیست؟»، به عبارت دیگر چه نیازی به یک متدلوژی جدید وجود دارد؟ ضعف‌های متدلوژی‌های کنونی کدامند؟ اینها سؤالات بجایی هستند که در این فصل قصد داریم به دنبال معرفی پویایی‌های سیستم به عنوان یک متدلوژی برای حل مسائل مدیریتی به آنها پاسخ دهیم. در آغاز ماهیت سیستم‌های مدیریتی و اجتماعی و مسائل مربوط به آنها در قالب رفتار خلاف شهود، روابط غیرخطی و پویایی‌های مرتبط مورد بررسی قرار می‌گیرد. رویکردهای مدیریت سنتی و علم مدیریت به عنوان رویکردهای جایگزین موجود که تا حدود زیادی مورد استفاده قرار می‌گیرند، به طور اجمالی بررسی خواهند شد. منابع اطلاعاتی مختلف که در رویکردهای مدیریتی مورد استفاده قرار می‌گیرند، بررسی و با توجه به غنای محتوای اطلاعاتی آنها مقایسه خواهند شد. نقاط قوت و محدودیت‌های ذهن انسان و چارچوب‌های ذهنی مرجع (مدل‌های ذهنی) که بر مدیریت سنتی حاکم هستند، بحث خواهد شد و نقش پویایی‌های سیستم، به عنوان یک متدلوژی که می‌تواند به صورت مؤثر از این نقاط قوت بهره برده و بر ضعف‌های آن فائق آید، مورد بررسی قرار خواهد گرفت. علاوه بر این، مفهوم عقلانیت محدود به عنوان مفهومی واقع‌گرا در تصمیم‌گیری مدیریتی مورد بحث قرار می‌‌گیرد و نشان داده می‌شود که پویایی‌های سیستم از این مفهوم به شکل کارآمدی بهره می‌گیرد. اهمیت یادگیری و خرده‌جهان برای مناظره‌ی سیاست‌ها بررسی و نقش پویایی‌های سیستم به عنوان متدلوژی پشتیبان در این زمینه توجیه خواهد شد. نیاز به کسب بازخورهای واسط در مورد سودمندی و تأثیرگذاری سیاست‌ها قبل از پیاده‌کردن آنها در دنیای واقعی مورد تأکید قرار خواهد گرفت. این نیاز با استفاده از پویایی‌های سیستم به عنوان یک متدلوژی شبیه‌سازی، به شکل مؤثری برآورده خواهد شد. در پایان، با نگاه به نیازمندی‌ها و الزامات مسائل مدیریتی که در این فصل به آنها اشاره می‌شود، نیاز به یک متدلوژی کاربردی مانند پویایی‌های سیستم توجیه خواهد ‌شد.

مهمترین مباحث مطرح شده در این فصل عبارتند از:

۱-   مسائل مدیریتی و سیستم‌های اجتماعی از ماهیت خلاف شهود برخوردارند. در این سیستم‌ها، درجه‌ی بالایی از روابط غیرخطی و پیچیدگی وجود دارد. متغیرها از خود رفتاری پویا نشان می‌دهند. ساختار سیستم بر پایه‌ی روابط علّی است.

۲-   رویکردهای سنتی برای غلبه بر پیچیدگی سیستم‌های مدیریتی از شهود و قضاوت مدیران استفاده می‌کنند و تلاش دارند تا حل مسأله را از طریق کمیته‌ها و گروه‌ها انجام دهند. با پیشرفت و توسعه علم مدیریت، تا حدودی نیز از تحلیل‌های آماری بر پایه‌ی داده‌های گذشته استفاده می‌شود.

۳-   ذهن انسان، مخزن خوبی برای اطلاعات است. اطلاعات جمع‌آوری شده در مورد جنبه‌های ملموس و ناملموس یک سیستم توسط ذهن انسان را نمی‌توان با هیچ نوع داده‌ی عددی دیگری جایگزین کرد.

۴-   اگر چه ذهن انسان در ایجاد روابط علّت و معلولی مرتبه‌ی اول از قدرت بالایی برخوردار است اما در درک و شناخت پیامدهای از مراتب بالاتر با محدودیت‌های جدی روبروست. علاوه بر این، ذهن انسان برای برخورد با بیش از سه بُعد مستقل (یا هفت ترکیب ممکن از این سه بُعد) در یک زمان، با محدودیت‌های شناختی مواجه است.

۵-   از منابع اطلاعاتی مختلفی برای مقاصد مدیریتی استفاده می‌شود: پایگاه‌ داده‌‌های ذهنی، مکتوب یا شفاهی و عددی. محتوای اطلاعاتی این منابع از پایگاه داده‌ی ذهنی به پایگاه داده‌ی عددی کاهش می‌یابد.

۶-   مدل‌های ذهنی مربوط به واقعیت، مختص هر فرد است، به پیشینه و ویژگی‌های فرد وابسته است، دچار سوگیری است و حتی مدل‌های ذهنی یک فرد ممکن است در طول زمان به سرعت تغییر کند. این تکثر و پویایی مدل‌های ذهنی، پرداختن به وضعیت‌های پیچیده‌ی دنیای واقعی با تکیه‌ی صِرف بر آنها را دشوار می‌سازد.

۷-   تصمیم‌گیری مدیریتی یک فرآیند عقلائیِ محض نیست و به دلیل وجود صافی‌های مختلف از قبیل سنت‌ها، رهبری، ساختار سازمانی، سیستم‌های اطلاعاتی، اهداف، پاداش‌ها و محدودیت‌های ادراکی افراد، عقلانیت محدود بر آن حاکم است. بنابراین، مدیر تنها با اطلاعات ناکامل در مورد وضعیت مسأله اقدام به تصمیم‌گیری می‌کند. به عبارت دیگر، عقلانیت او توسط عوامل متعدد بیرونی و درونی، محدود می‌شود.

۸-   خرده‌جهان‌ها که بر پایه‌ی دانش، نظریه‌ی اطلاعات و نگاشت‌هایی از وضعیت مسأله هستند، یادگیری و محیط استدلال خوبی برای مناظره در مورد سیاست‌ها و اقدامات فراهم می‌کنند. پویایی‌های سیستم، پایه و اساس مناسبی برای تولید خرده‌جهان‌ها برای سیاست‌‌گذاران فراهم می‌کند.

۹-   صورتبندی سیاست‌ مبتنی بر رویکردهای سنتی، بازخور واسطی ندارد و پیامدهای مربوط به سیاست‌ها را تنها بعد از اجرای آنها در دنیای واقعی می‌توان دید. اگر بتوان مدلی رسمی از سیستم دنیای واقعی ایجاد کرد که به کمک آن امکان آزمایش سیاست‌های مختلف در یک محیط شبیه‌سازی شده وجود داشته باشد، تنها پس از کسب اطمینان کافی از تحلیل سیاست‌ها می‌توان آنها را در سیستم دنیای واقعی اجرا کرد.

۱۰- متدلوژی پویایی‌های سیستم از نقاط قوت مدیریت سنتی در قالب اطلاعات، تجربه و قضاوت مدیران بهره ‌می‌برد و با ساختاردهی به اطلاعاتی که از پیامدهای شبیه‌سازی رایانه‌ای گردآوری و تولید شده‌اند، بنیانی برای غلبه بر محدودیت‌های ذهن انسان و مدل‌های ذهنی فراهم می‌آورد تا بتوان برای درکِ بهتر سیستم و بهبود سیاست‌ها، بازخور واسط دریافت کرد.

 

خلاصه فصل دوم (متدلوژی پویایی های سیستم)

در فصل قبل نیاز به استفاده از پویایی‌های سیستم در حل مسائل مدیریتی و سیاست‌گذاری مورد بررسی قرار گرفت. زمانی که مدیر از نیاز به این متدلوژی مدل‌سازی که باید به عنوان فلسفه‌ا‌ی مدیریتی پذیرفته شود، آگاه شد، ممکن است علاقمند باشد تا با اصول آن آشنا شود. این فصل با هدف ارائه‌ی مروری خلاصه از متدلوژی پویایی‌های سیستم در قالب بنیان‌ها، فلسفه و چارچوب مفهومی آن طراحی شده است، جزئیات بیشتر در فصل‌های آتی بررسی خواهد شد. در ابتدا مروری خلاصه از سیر تکامل تاریخی متدلوژی پویایی‌های سیستم به منظور درک وضعیت آن ارائه می‌شود. مرور مفصل کاربردهای این متدلوژی در فصل سوم و پیش‌بینی روندهای آتی آن در فصل دهم مورد بحث قرار می‌گیرد. شناخت ریشه‌های پویایی‌های سیستم در قالب بنیان‌ها و فلسفه‌ی زیربنایی آن، برای ایجاد مبنایی به منظور درک روشن از متدلوژی حائز اهمیت است. در این فصل در مورد بنیان‌های پویایی‌های سیستم و نیز پیش‌فرض‌های بنیادی آن بحث می‌شود. با بررسی این پیش‌زمینه، چارچوب مفهومی پویایی‌های سیستم در قالب گام‌های حل مسأله مورد بحث قرار می‌گیرد. دیدگاه‌ها و ویژگی‌های مهم مطرح در گام‌های حل مسأله، معرفت‌شناسی (Epistemology) پارادایم و متدلوژی پویایی‌های سیستم را تبیین می‌کند. در ادامه، ماهیت انعطاف‌پذیری ممکن در استفاده از متدلوژی پویایی‌های سیستم ـ برای نمونه، انجام تحلیل کیفی یا کمّی ـ بررسی می‌شود. در پایان، به منظور ایجاد چشم‌اندازی عملگرایانه برای مقاصد عملیاتی، نقاط قوت و ضعف متدلوژی به صورت برجسته بیان می‌گردد.

مهمترین مباحث مطرح شده در این فصل عبارتند از:

۱ـ تکوین و توسعه‌ی پویایی‌هـای سیستم با مطالعات فارستر در زمینـه‌ی سیستم‌های تولید ـ توزیع در اواخر دهه‌ی ۱۹۵۰ آغاز شد. این کار در کتابی تحت عنوان پویایی‌های صنعتی منتشر‌ شد. بعدها مطالعات دیگری توسط فارستر و گروهش در MIT و ایالات متحده در زمینه‌های پویایی‌های شهری، پویایی‌های جهان، حدود رشد و غیره انجام شد. در اوایل دهه‌ی ۱۹۸۰ انجمن بین المللی پویایی‌های سیستم شکل گرفت. آثاری نیز در زمینه‌ی تحلیل کیفی مدل‌های پویایی‌های سیستم، توسط کویل، مورکرافت و سایر افراد در دانشکده‌ی برادفورد ارائه شد.

۲ـ شالوده و بنیان متدلوژی پویایی‌های سیستم عبارت است از: مدیریت سنتی، سایبرنتیک و نظریه‌ی کنترل، و شبیه‌سازی رایانه‌ا‌ی.

۳ـ پویایی‌های سیستم بر پایه‌ی این فلسفه استوار است که رفتار یک سیستم اصولاً منبعث از ساختار آن (سیاست‌ها، سنت‌ها) است؛ ساختار یک سازمان را می‌توان به بهترین شکل در قالب جریان‌های بنیادی منابع مختلف که مرزهای مربوط به واحدهای وظیفه‌ای را با دنبال کردن حلقه‌های متعدد بازخور، تأخیرات و خاصیت تشدیدی در سیستم درمی‌نوردند، نشان داد.

۴ـ هدف اصلی از مدل‌سازی، دریافت بینش عمیق از کارکرد یک سیستم با به دست آوردن بازخورهای چندگانه در مراحل مختلف مدل‌سازی و تحلیل است.

۵ـ دیدگاه‌ها و ویژگی‌های متعددی در مراحل مختلف حل مسأله وجود دارد. گام‌های حل مسأله عبارتند از: شناسایی و تعریف مسأله، مفهوم‌سازی سیستم، صورتبندی مدل، شبیه‌سازی و اعتبارسنجی مدل، تحلیل، ارزیابی و اجرای سیاست.

۶ـ متدلوژی پویایی‌های سیستم بر پایه‌ی پارادایم «یادگیری» ایجاد شده است و اگر وضعیت مسأله به گونه‌ای باشد که دیدگاه‌های متعددی در مورد آن وجود داشته باشد، تا زمانی که گروه به یک اجماع و توافق بر ساختار سیستم برسد، باید با انجام رفت و برگشت‌هایی بر پایه‌ی «متدلوژی سیستمی نرم» به کسب معرفت بیشتر و یادگیری درباره‌ی سیستم پرداخت.

۷ـ متدلوژی پویایی‌های سیستم انعطاف‌پذیر است و می‌تواند برای تحلیل‌های کیفی و کمّی ‌سیستم به ‌کار رود. تحلیل کیفی، معرفت و شناخت لازم در مورد روابط مختلف و اثرات احتمالی آنها را فراهم می‌کند، در حالیکه تحلیل کمی ‌براساس شبیه‌سازی و ساخت سناریوهای مختلف است.

۸ـ نقطه‌ی قوت اصلی پویایی‌های سیستم، انعطاف‌پذیری آن برای برآورده کردن الزامات متعدد در وضعیت‌های مختلف است. نقطه‌ی آغاز در این متدلوژی، تجربه‌ی مدیر است و بنابراین، کاربردی‌تر است و به‌ راحتی می‌تواند توسط مدیران با رویکردی مشارکتی اتخاذ شود.

۹ـ محدودیت اصلی پویایی‌های سیستم آن است که مدیران دارای سوگیری‌های قابل توجهی هستند، بنابراین مدل‌ها نیز متأثر از این واقعیت خواهند بود. انعطاف‌پذیری این رویکرد مستلزم مهارت‌های بیشتر از طرف مدیران برای استفاده‌ی اثربخش از آن است.